اخبار برگزیده

آینه

چطور امروز به اینجا رسیدم را نمی دانم

ولی نمی دانستم پشت سر گذاشتن یک شهر مثل پشت سر گذاشتن تمام آدم هایش است

من ندانسته از دستشان دادم

و حالا میان شلوغی های زیادی که دلیل اصلی اش حضور تلویزیون است آشفته ام

از صدای زیاد

از سکوت زیاد

از ایستادن و حرف زدن جلوی آینه خسته ام

کسی نیست که بشنود

کسی نیست که بخواهد بشنود

سرزنشی نیست اصلا

آدم ها مشکلات خودشان را دارند 

و وقتی کمکی برایشان نیستی

دلیلی ندارند کمکت باشند

فقط 

اگری بود که هر روز برایش حرف های تکراری می زدم و خسته نمی شد

که پایان همه دیوانگی هایم

و همه اصرارم برای اشتباه نم

دوستم داشته باشد

...

راستش

این آدم ها پیش از رفتنم هم همین بودند

راستش

تنهایی مارپیچی است که تمام نمی شود

و من نگران خوانده شدن این سطرها نیستم

چون آدم هایی که می خوانند سیرند

و وقتی سیر باشی

کمی

فهمیدنت شبیه نفهمیدنت می شود

بی تفاوت ها را می گویم

 

 

پ ن : آینه های لعنتی!


آینه

آینه

آینه

 


منبع این نوشته : منبع
آخرین جستجو شده ها